06 اسفند 1398 ساعت 03:05

اساساً بسیاری دین داری را در ظاهر افراد و انجام دادن کارهایی از قبیل نذر کردن، اطعام دادن، سفرهای زیارتی و انجام مناسک می دانند و اگر کسی پایبندی به این امور داشت و یا به عزاداری و گریه بر مصیبت اهل بیت(علیهم السلام) و داشتن تسبیح و به گفتن ذکر و صلوات همت گماشت، او را دین دار می دانند و اگر در جامعه محافل برگزاری دعا و شعائر و جشن و اعیاد دینی و عزاداری رونق گرفت و یا ظواهر دینی به خوبی رعایت شد، آن ها را دلیل دین داری جامعه می دانند.

برای آن ها مهم نیست که در جامعه جهل، فقر، فساد، ناامنی و اختلاف طبقاتی رواج داشته باشد. تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد، رواج شعائر و مناسک دینی و اجرای ظاهری شریعت است. گروهی دیگر در این که برخی از کارهای فوق می تواند نمایانگر دین داری فرد و جامعه باشد، تردیدی ندارند، اما تنها آنها را علامت های دین داری نمی دانند و معتقدند که دین داری شاخص هایی همچون: راستگویی، امانت داری، احترام به حقوق افراد، دخالت نکردن در زندگی خصوصی دیگران، حُسن همجواری، عطوفت و… دارد. در سطح جامعه هم، جامعه ای را دین دار می خوانند که با ستم مبارزه کند، در جهت نفی فقر، فساد، تبعیض و برقراری عدالت کوشش کند...

 

پس دین داری و دین دار شدن دارای علائم و نشانه هایی جز آن است که ما در ظاهر برداشت می کنیم. نماز، روزه، حج و مانند آن همه برای ایجاد آن علائم اند. اگر ما کاری کردیم که این حالت ظاهری انجام شد، اما آن هدف اصلی پدید نیاید، در ایجاد دین داری موفق نبوده ایم. درواقع دين دار حقيقي به شخصي اطلاق مي شود كه خوب ببيند، خوب بشنود، خوب تفكر كند، خوب عمل كند و این که در راه جهاد و مقاومت و ايثار و فداكاري و ازخود گذشتگي بكوشد؛ نه اينكه تمام فكر و ذكرش بشود "من"! اگر جيبي پر بشود جيب من، اگر جايگاهي تأمين بشود جايگاه من، اگر موقعيتي ايجاد بشود موقعيت من و مانند آن. در جامعه ی امروزی عده اي از مردم در مقابل مُنكرات و عمل هاي طاغوت گرايانه سكوت مي كنند، عده اي محافظه كاري مي كنند، عده اي متأسفانه حمايت مي كنند، عده اي از ترس از دست دادن جايگاه خود همكاري مي كنند، عده اي نمي دانند كه مُنكر چيست و حمايت مي كنند، عده اي مقابل مخالفين مُنكرات كارشكني کرده  و زير پاي شان را خالي مي كنند و درمقابل، عده اي نیز هم چنان فرياد مي زنند كه اين منكر است و اين باطل است، ولي كسي به فريادشان نمي رسد! گويا گوش شنوايي وجود ندارد و عده نادری هم هستند که نه تنها شبانه روز ندای وا عطشا و وا حسینا سر می دهند، بلکه خود را نیز به خطر می اندازند و فدای اسلام و مسلمین می کنند. درواقع اگر کسی معتقد است که "مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا" و یا این که می داند "وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ" که نباید به غیر توکل کند و به دیگری امید داشته باشد؟!

درحال حاضر مهم ترین و بارزترین اصل دین داری میان مردم در تصمیمات و انتخاب اصلح در عرصه سیاست به وضوح مشاهده می شود. درواقع برخلاف برخی انسان های کج اندیش و کم خرد که اصل دین را از سیاست جدا می دانند، باید عرض کنیم نه تنها دین از سیاست جدا نیست، بلکه دین بدون سیاست معنا و مفهوم اصلی خود را از دست خواهد داد!

واژه سیاست از نظر لغت از «ساس» و «سوس» گرفته شده و به معنای کشورداری، اصلاح امور مردم، و اداره کردن کشور بر اساس قوانین و برنامه ریزی و تدابیر است. لغت شناس معروف طریحی در فرهنگ نامه مجمع البحرین می نویسد: «اَلسیاسة القیام علی الشیء بما یصلحه؛ سیاست یعنی اقدام برای سامان دادن چیزی، به وسیله اموری که آن را اصلاح کند و سامان بخشد.» و در ادامه این بحث می نویسد: در وصف امامان معصوم (علیهم السلام) گفته شده است: «اَنتم ساسة العباد؛ شما سیاست مداران بندگان خدا هستید.» و نیز در شأن آن ها آمده: «اَلامام عارف بالسیاسه؛ امام به امور سیاست آگاهی و شناخت دارد.» سپس می گوید: «امور دین و ملت، از جانب خداوند به پیامبرش واگذار شد»، «لیسوس عباده»؛ تا آن پیامبر(صلی الله علیه و آله) بندگان خدا را بر اساس سیاست خود تربیت و اصلاح کند.» و در پایان می گوید: «پیامبران بنی اسرائیل، بنی اسرائیل را سیاست می کردند، یعنی زمام امور رهبری آن ها را همانند رؤسا و فرمان روایان به دست می گرفتند و شئون زندگی آن ها را اداره و اصلاح و تدبیر می نمودند.»

ناگفته نماند مفهوم سیاست با سیاست بازی، سیاست زدگی، دغل بازی، عوام فریبی و هرزگی منافات دارد که متأسفانه در جوامع امروزی چنین معضلاتی به کرار مشاهده شده است و بسیاری از مردم به خصوص برخی کم خردان و کج اندیشان با چنین رفتارهایی خواسته یا ناخواسته خود را بازیچه دست کسانی می کنند که نه در دنیا به دردشان می خورند و نه در آخرت!

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(رضوان الله علیه) در فرازی از یکی از خطابه های خود که در تاریخ 21/1/1343 ایراد شده می فرماید: «والله اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی کرده اند.» و در سخن دیگر می فرماید: «اسلام مکتبی است بر خلاف مکتب های غیر توحیدی، در تمام شؤون فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته ولو بسیار ناچیز فروگذار نکرده است...»

به واقع دین دار حقیقی را می توان به وضوح در عرصه سیاست شناخت و میان زشت و زیبا و جاهل و عالِم گزینه صحیح را انتخاب نمود. نه اینکه عده ای دزد و گرگ صفت عَلَم دین بدست بگیرند و در پشت صحنه منافقانه تیشه به ریشه اسلام بزنند که متأسفانه امروزه در عرصه انتخابات شاهد چنین صفات زشتی هستیم. عده ای که در گذشته جزء نیروهای انقلابی و دین دار محسوب می شدند، ولی از آنجا که بنا به دلایلی کاندیدای محبوب شان با تشخیص و درایت شورای محترم نگهبان مورد تأیید واقع نشد، نه تنها به نیروهای انقلابی، ولایی، متعهد، بابصیرت، عالِم، کاردان و مورد تأیید گرایش پیدا نمی کنند، بلکه جبهه مقابل را مورد پذیرش خود قرار می دهند و این عمل، همان صفت منافقانه ای است که دقیقا خودِ همین خوارج در اوایل انقلاب مقابل چنین صفاتی می ایستادند!

وجود مبارک علی ابن ابیطالب (سلام الله علیه) در خطبه 194 نهج البلاغه می فرمایند: "ای بندگان خدا، شما را از منافقان می ترسانم؛ زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند و خطاکار و به خطا کشاننده اند. به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند و از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند و برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمین گاهی به شکار شما می نشینند. قلب های شان بیمار و ظاهرشان آراسته است، در پنهانی راه می روند و از بیراهه ها حرکت می کنند. وصف شان دارو و گفتارشان درمان، اما کردارشان دردی است بی درمان، بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را ناامید می کنند. آنها برابر هر حقی، باطلی و برابر هر دلیلی شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دردی کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده اند. با اظهار یأس می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالاهای خود را بفروشند. سخن می گویند، اما به اشتباه و تردید می اندازند، وصف می کنند اما فریب می دهند. در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست می کشانند، آنها یاوران شیطان و زبانه های آتش جهنم می باشند."

برخی انسان ها دین داری را منوط به شرایط، جایگاه و موقعیت شخصی و اجتماعی خود می دانند. اگر خدشه ای به موقعیت شان وارد بشود، دین را براساس رأی خود تفسیر می کنند و اگر جایگاه و موقعیت اجتماعی و سیاسی خود را از دست بدهند، با رفتارشان عملاً مقابل دین می ایستند. به واقع چنین انسان هایی دین شان بصورت آنلاین متغیر است و هر لحظه امکان بازگشت به جبهه مخالف برای شان پیش بینی شده و نان را به نرخ روز می خورند!

به فرموده علامه مصباح یزدی(حفظه الله) "انسان دائماً در معرض امتحان است. عمر سعد شب عاشورا تا صبح مردد بود كه آيا با امام حسين(سلام الله علیه) بجنگد يا نه، در نهايت هم تصميم به جنگيدن گرفت و صبح بعد از اقامه نماز جماعت صبح، به ادعاي خودش، با نيت قربه اِلي الله با پسر رسول خدا(‌صلوات‌الله عليه) جنگيد. او منكر خدا و نماز نبود؛ ولي تصميم اشتباهي كه به خاطر حب دنيا گرفت، او را جهنمي كرد. ما هم بايد توجه داشته باشيم كه هر يك از ما در حد ظرفيت مان چنين امتحاناتي را در پيش داريم."

به قلم سجاد صیدآبادی 1395.2.6

Template Design:Dima Group