06 اسفند 1398 ساعت 03:14

جلسه چهاردهم: ۹۵.۸.۲۹ مصادف با شب اربعین حسینی

انسان در طول زندگی روزمره خود همواره سعی بر پیشرفت و رسیدن به هدف دارد. شاید در طول مسیری که برای خود ترسیم کرده است، فراز و نشیب هایی را هم حس کند. ولی باید توجه داشت که ابتدا انسان می بایست سعی کند خود را در بهترین مسیر قرار دهد تا به هدف والا دست یابد. اگر انسان خود را در مسیر اصلی قرار ندهد، جز دردسر، گمراهی و گرفتاری و صرف وقت که بسیار اهمیت دارد، چیزی عائدش نمی شود.

محال است انسان به جز از راه سیدالشهداء(سلام الله علیه) به والاترین مقام که مقام توحید است برسد. سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهداء(سلام الله علیه) است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس(سلام الله علیه) می باشد. مسیر اهل بیت(علیهم السلام) مسیر ولایت است، مسیر عدالت است، مسیر حقانیت است، مسیر جهادگری است، مسیر جانبازی است و مسیر ازخودگذشتگی و شهادت است. اگر انسان می خواهد به قرب الهی برسد، مانند حضرت اباعبدالله الحسین(سلام الله علیه) و یاران وفادارش در زندگیش از خود بگذرد، چیزی را از خود نبیند و خود را به دیگران ترجیح ندهد که این فنا شدن مهم ترین و بالاترین اصل عرفان پس از بقا است که مخصوص ذات اقدس اله است.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

 

جلسه سیزدهم: ۹۵.۸.۲۳

هو، ضمیر مفرد غایب است و به معنای (او). این ضمیر در ابتدا برای اشاره به ذات پروردگار استعمال می گردید. اما در مرور زمان با استعمالات قرآنی و حدیثی علاوه بر ضمیر اشاره، کم کم تبدیل به اسمی از اسمای خداوند شد. آن هم نه یک اسم معمولی، بلکه اسمی دارای عظمت و بار بسیار بالای معنوی. در آیات قرآن کریم از کلمه ی هو استفاده های فراوانی شده است. به عنوان نمونه خداوند در سوره ی توحید در ابتدا با کلمه هو خود را معرفی فرموده: (قل هو...)، یا در ذکر بلند توحید این گونه خداوند را به وحدانیت معرفی کرده که: (اَللهُ لَا اِله اِلّا هُو).

متاسفانه دشمنان از بیرون و برخی دوستان جاهل از درون، چنین کلمه ای را در مراسمات مذهبی برخی هیئات عُرف کرده و بعد اسم اهل بیت(علیهم السلام) به خصوص امام علی(سلام الله علیه) با صدای بلند تکرار کرده و جوانان و نوجوانان عزیزمان که اصلا در جریان نیستند و نمی دانند که مفهوم و کاربرد اصلی عبارت "هو" چیست، ناخواسته چنین کلمه ای را با هیجان و حالت تعصب خشونت آمیز و عجیبی تکرار می کنند. شاید عده ای بگویند با این رفتار می خواهیم عظمت اهل بیت(علیهم السلام) را نشان دهیم و نام چنین رفتارهایی را "جنون" می گذارند!

فلذا بهتر است عظمت این بزرگان را با ذکر صلوات، یا خودِ ذکر "یا علی" و امثالهم جلوه دهند، نه با ذکر "هو" که موجب سوءاستفاده و خشنودی دشمن بشود و عده ای تصور کنند که آنان مشرک شده اند و مانند آن!

قطعا در قیامت، اهل بیت(علیهم السلام) چنین جنونی را از ما نخواهند پذیرفت.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه دوازدهم: ۹۵.۸.۱۸

انسان در طول زندگی خود باید چشم، زبان و اعضاء بدن خود را کنترل کند. وقتی جوارح خود را از گناه حفظ کرد، از سوی خدای سبحان جذب می‌شود، اِسرار نداشته باشید آهنربا جذبتان کند، وقتی آهن شدی آهنربا جذبت می‌کند. فلذا تلاش کنید آهن خالص بشوید.

خدای متعال قدوس و پاک است و وقتی انسان پاک شود خدای متعال جذبش می‌کند. همواره یکی از مهم ترین دغدغه انسان باید این باشد که پاک بشود؛ چرا که وقتی انسان پاک شد، استاد اخلاق به سراغش می‌آید! مصائبی که به انسان می‌رسد برای این است که او را پاک کند که به فطرت اولیه خود بازگردد، تا عطر انسانیت فرد بلند بشود. رفاه، بیکاری و بی‌دردی مفرط عفونت می‌آورد، فلذا مصیبت‌ها آتش‌هایی هستند که هر جا آمدند میکروب‌ها را می‌کشند و موجب تنفس و پاکی انسان می شوند.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه یازدهم: ۹۵.۸.۱۷

 انسان معمایی است که ابلیس(لعنه الله علیه) را به بلا دچار کرد و چون ابلیس انسان را نشناخت به این روز گرفتار شد، هر که انسان را نشناسد ولو انسان نیز نباشد نمی‌تواند حرکت کند، اگر انسان شناسی برای ابلیس لازم بود و نشناختن سبب گرفتاری او شد به مراتب انسان شناسی برای انسان لازم‌تر است. آسمان به اندازه کافی برای خداوند متعال جا ندارد، دلی مؤمن است که برای خداوند متعال به اندازه کافی جا دارد، یعنی مؤمن می‌تواند دلش خانه خدای متعال باشد و خداوند حرم بزرگ خود را به انسان عاریت داده است.

عالَم دل انسان از عالَم آسمان‌ها بزرگتر است؛ چرا که اگر عالَم دل انسان از عالَم آسمان‌ها کوچکتر بود، خداوند در آن جا نمی‌شد. عالم اکبر در وجود فرد است؛ فلذا خداوند را در خود جای می‌دهد و دلیل این‌که دل انسان می‌تواند ذات اقدس اله را در خود جای دهد به سبب این است که روح خداوند در انسان دمیده شده است، «مِن روحی» است و زمانی که خداوند به فرشتگان فرمود بر آدم سجده کنید، یعنی من در این خانه هستم و آدم حامل بیت من است.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه دهم: ۹۵.۸.۱۳

یکی از مهم ترین و ضروری ترین رفتاری که هر انسان می بایست در زندگی خود آن را عملی کند، ضرورت توجه به خدا است. اینکه ما انسان ها خدای سبحان را قبول داریم در آن شکی نیست؛ ولی اینکه چقدر در زندگی روزمره حواس مان به خداوند متعال هست، چقدر خداوند را در زندگی خود لمس می کنیم و چقدر همراه او هستیم بحث دیگری است که مجال سخن نیست. یکی از عوامل مهمی که موجب می شود انسان خداوند را از یاد ببرد و یا او را کمتر احساس کند، غفلت است. درواقع چنین غفلتی نشات گرفته از فریب ابلیس(لعنه الله علیه) است؛ مانند ماجرای ماهی بریان که به فرموده قرآن کریم راهی دریا شد، ولی "اَنسانیهُ مِنَ الشَّیطان"...

انسان می تواند دائما به یاد خدای سبحان باشد و با یاد او رفتار کند، با یاد او سخن بگوید و با یاد او تفکر کند و تصمیم بگیرد. گاهی اوقات انسان ها در مسیر زندگی خود دچار تردید شده و یا دچار سردرگمی و گرفتاری می شوند و تنها یاد خدای سبحان است که می تواند او را یاری دهد. نه تنها در چنین مواقعی، بلکه در تمام لحظات زندگی می بایست یاد خدای متعال انیس و مونس انسان باشد که در غیر این صورت هر فعلی، هر سخنی و هر رفتاری اَبتر خواهد بود.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه نهم: ۹۵.۸.۱۰

یکی از ناپسندترین صفات اخلاقی، تمسخر و طعنه زدن به دیگران است که ریشه در حسادت، تکبر و خود بزرگ بینی دارد. از نظر اسلام، مالک برتری انسان ها بر یکدیگر، تقوا است و کسی جز خداوند از میزان تقوای اشخاص آگاه نیست. بنابراین احدی نمی تواند خود را برتر از دیگران دانسته و آنان را تحقیر یا مسخره کند. قرآن کریم در آیۀ ۶۷ سوره مبارکه بقره تمسخر را صفت جاهلان می داند!

از منظر روانشناسی کسانی که دیگران را مورد تمسخر قرار می دهند، به نوعی دچار گناه خودبرتربینی شده اند؛ ولی به نظر می رسد چنین خودبرتربینی، خود نشات گرفته از کمبود باشد و این کمبود چیزی نیست جز کمبود شخصیت که در زندگی انسان وجود دارد. درواقع چنین آدم هایی می خواهند با تمسخر دیگران کمبودهای شان را جبران نمایند و حتی الامکان اینکه اگر نتوانند کمبودهای شان را جبران کنند، بتوانند دیگران را با زبان و رفتار ناشایست به ظاهر، هم سطح یا پایین تر از خود قرار دهند.

درمان عملی استهزا به این است که انسان کلام و سخن نیکو به زبان بیاورد و خوش گفتاری را پیشه خود کند. اگر این کار را تکرار کند، تدریجا به گفتار خوش عادت می کند و آن حالت مسخره کردن دیگران به کلی از بین می‌رود. علاوه بر این از شرکت در مجالس لهو و لعب که زمینه استهزا و تحقیر و تعرض به آبروی مردم را فراهم می کند، خودداری کند تا عامل استهزا فراهم نباشد. وجود مبارک پیامبر اکرم(علیه و علی آله آلاف التحیه والکرم) فرمودند: خدای متعال مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خویش خلق فرموده است، پس هرکس به وی طعن زند یا سخنش را نپذیرد، خدای را نپذیرفته است.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه هشتم: ۹۵.۸.۵

در قیامت درجات براساس معیارهایی نظیر نیّات، اعتقادات و اعمال تقسیم بندی می شوند.

اینکه قرآن کریم می فرماید؛ فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه خَیرا یَرَه؛ درواقع این آیه ملاک سنجش انسان بر مبنای "مثقال ذره" را نشان می دهد. همان طور که در دنیا برخی معیارها بر مبنای کیلو، ذرع و مانند آن است. پس می شود نتیجه گرفت که خدای سبحان از ما عملِ زیاد بدون روح نمی خواهد! بلکه عملی می خواهد که خالص باشد، هرچند کم باشد. طبیعتا هر چیزی که روح نداشته باشد، فاقد ارزش است؛ مانند خودِ انسان که بعد از مرگ ظاهرِ جسمش بی ارزش می شود و حتی اگر صمیمی ترین فرد هم باشد، باز هم سریعا به زیر خاک منتقل می شود.

و اما روح عمل همان نیت صحیح، خالص و شایسته است که اگر این روح نباشد، کلّ عمل فاقد ارزش است و نه تنها فاقد ارزش است؛ بلکه امکان سلب توفیق انسان و حتی مجازات او هم خواهد بود، هرچند بستگی به ظرفیت و میزان اعتقادات انسان نیز دارد.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

Template Design:Dima Group