11 مهر 1399 ساعت 00:37

اساساً قرآن کریم که حق محض است، همواره انسان را به تعقل، تفکر، بینش و بصیرت دعوت می کند، فلذا انسانی که خود را در مسیر عقلانیت و بصیرت قرار ندهد، حکماً نمی تواند آنطور که شایسته است براساس فرامین الهی تصمیم گرفته و عمل نماید. این نعمات بزرگ الهی بالقوه در وجود انسان ها نهفته است و هرکسی می تواند با رشد و پرورش صحیح آن، مسیر نورانی را طی کند و به هدف والا دست یابد. ولی گاهی اوقات برخی انسان ها نه تنها از این نعمات ارزشمند الهی استفاده نمی برند، نه تنها آن را در مسیر کمال و سعادتمندی سوق نمی دهند،

بلکه آن را به سمتی می برند که هم خود و هم دیگران را از هدف اصلی اسلام دور می کنند و موجب گرفتاری دنیوی و اخروی انسان ها می شوند. برای اینکه بتوانیم به مسیر صحیح و روشنی از تصمیم گیری و بصیرت در فضای سیاسی انتخابات برسیم، ابتدا می بایست مفهوم مردم سالاری دینی را مورد ارزیابی قرار داده و برهمان اساس قدم نهاده و به مقصد برسیم...

 

اساساً بسیاری دین داری را در ظاهر افراد و انجام دادن کارهایی از قبیل نذر کردن، اطعام دادن، سفرهای زیارتی و انجام مناسک می دانند و اگر کسی پایبندی به این امور داشت و یا به عزاداری و گریه بر مصیبت اهل بیت(علیهم السلام) و داشتن تسبیح و به گفتن ذکر و صلوات همت گماشت، او را دین دار می دانند و اگر در جامعه محافل برگزاری دعا و شعائر و جشن و اعیاد دینی و عزاداری رونق گرفت و یا ظواهر دینی به خوبی رعایت شد، آن ها را دلیل دین داری جامعه می دانند.

برای آن ها مهم نیست که در جامعه جهل، فقر، فساد، ناامنی و اختلاف طبقاتی رواج داشته باشد. تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد، رواج شعائر و مناسک دینی و اجرای ظاهری شریعت است. گروهی دیگر در این که برخی از کارهای فوق می تواند نمایانگر دین داری فرد و جامعه باشد، تردیدی ندارند، اما تنها آنها را علامت های دین داری نمی دانند و معتقدند که دین داری شاخص هایی همچون: راستگویی، امانت داری، احترام به حقوق افراد، دخالت نکردن در زندگی خصوصی دیگران، حُسن همجواری، عطوفت و… دارد. در سطح جامعه هم، جامعه ای را دین دار می خوانند که با ستم مبارزه کند، در جهت نفی فقر، فساد، تبعیض و برقراری عدالت کوشش کند...

 

 وِلایت و مشتقات آن به معنای سرپرستی از واژه‌های پرکاربرد قرآن کریم‌ است که به معنای مالکیت تدبیر و صاحب اختیار مورد استفاده قرار گرفته‌اند. ولایت گاهی فعل خداوند است که عین توحید است و یکی از اسماء و صفات ذات اقدس اله است. این نوع ولایت که ولایت تکوینی و رابطه علی و معلولی بین خالق و مخلوق است منحصر در خدای تعالی است. ولایت خداوند ذاتی است، فلذا ولایت برخی از پیامبران و ائمه معصومین(علیهم السلام) ظهور و تجلی ولایت خدای متعال است.

برخی معتقدند ولایت فقط به معنای دوستی است، نه سرپرستی جامعه اسلامی! چنین اعتقادی نه تنها موجب نفاق و دشمنی است، بلکه به نوعی ناسپاسی و ناشکری محسوب می شود، چرا که خداوند متعال که بر مخلوقاتش ولایت مطلق دارد، فقط دوست مخلوقاتش نیست و مهم تر از دوستی ذات اقدس اله، سرپرستی خداوند است. در واقعه غدیر خم نیز، قطعا کسی نمی پذیرد که وجود مبارک پیامبر اکرم(علیه و علی آله آلاف التحیه والکرم) پس از  آخرین حج خود، همگان را جمع کند و علی(سلام الله علیه) را به عنوان دوست مردم معرفی نماید؟! درحالی که علی (سلام الله علیه) از قدیم دوست، یاور و و حامی مردم بوده است...!

 شاید عده ای تصور کنند "نشاط معنوی" عبارتی نوظهور ست و در نسل جدید جلوه می کند؛ درصورتی که چنین عبارتی از دوران گذشته به ما رسیده ست. درواقع هر «بود»ی، «نمود»ی دارد. نمی شود خدا فیاض باشد، اما فیضی نداشته باشد. همان گونه که نمی تواند نور باشد، اما روشنایی نداشته باشد و رحمت باشد، اما بخشش نداشته باشد. بنابراین، از همین جا می توان نتیجه گرفت که خلقت جهان و از جمله انسان، نتیجه صفات خداوند ست و تمام زیبایی های جهان هستی نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت و حکمت خداست. در مجموعه هستی اگر وجود مخلوقی، زیبایی و کمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش دهد، دراینصورت لازم ست خدای سبحان آن موجود را خلق کند؛ زیرا عدم خلقت آن موجود، ناشی از عدم اطلاع و آگاهی از زیبایی آن ست، یا در اثر ضعف و ناتوانی از خلقت آن ست...

Template Design:Dima Group