11 مهر 1399 ساعت 02:43

جلسه هشتم: ۹۵.۸.۵

در قیامت درجات براساس معیارهایی نظیر نیّات، اعتقادات و اعمال تقسیم بندی می شوند.

اینکه قرآن کریم می فرماید؛ فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه خَیرا یَرَه؛ درواقع این آیه ملاک سنجش انسان بر مبنای "مثقال ذره" را نشان می دهد. همان طور که در دنیا برخی معیارها بر مبنای کیلو، ذرع و مانند آن است. پس می شود نتیجه گرفت که خدای سبحان از ما عملِ زیاد بدون روح نمی خواهد! بلکه عملی می خواهد که خالص باشد، هرچند کم باشد. طبیعتا هر چیزی که روح نداشته باشد، فاقد ارزش است؛ مانند خودِ انسان که بعد از مرگ ظاهرِ جسمش بی ارزش می شود و حتی اگر صمیمی ترین فرد هم باشد، باز هم سریعا به زیر خاک منتقل می شود.

و اما روح عمل همان نیت صحیح، خالص و شایسته است که اگر این روح نباشد، کلّ عمل فاقد ارزش است و نه تنها فاقد ارزش است؛ بلکه امکان سلب توفیق انسان و حتی مجازات او هم خواهد بود، هرچند بستگی به ظرفیت و میزان اعتقادات انسان نیز دارد.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه هفتم: ۹۵.۸.۱

اینکه ما می گوییم خدایی وجود دارد و قیامتی برپا خواهد شد و سوال و جوابی صورت خواهد گرفت یک حقیقت محض ست؛ ولی آیا چنین باوری در جامعه امروزی ما به عمل جلوه گر شده است؟! گاهی اوقات انسان می گوید که من چنین چیزی را قبول دارم، چنین رفتاری را می پذیرم، چنین کاری را می ستایم و چنین الگویی را می پذیرم؛ فلذا تمامی این موارد لساناً عنوان شده و شاید هم قلبا چنین مواردی را دوست داشته باشد؛ ولی چرا در بسیاری از جوامع کنونی عملا اعتقادات اصلی ما که همان اعتقاد به توحید و معاد باشد، کمرنگ و شاید هم بیرنگ شده است؟!

به نظر می رسد موانعی سدّ راه شده باشد. موانعی نظیر دنیا پرستی، خودپرستی، خودبینی، کم فروشی و مانند آن. اینکه ما اگر چنین سخنی را بگوییم منافع شخصی، اجتماعی یا سیاسی مان به خطر می افتد، اینکه ما اگر چنین رفتاری را انجام بدهیم موقعیت اقتصادی و رفاهی مان به خطر می افتد، اینکه ما اگر چنین موضعی بگیریم آینده ظاهری مان به خطر می افتد و به همین علل سکوت می کنیم و یا موضع و رفتار خلاف واقع می گیریم. درواقع چنین رفتاری برگرفته از عدم التزام عملی به معاد و یا توحید است؛ و ما هنوز نتوانستیم به این اعتقاد قلبی برسیم که اگر سخن حق را بگوییم و رفتار حق را انجام بدهیم، خداوند عادل، شاهد و ناظر بر اعمال و رفتار ما است و بازگشت همه ما بسوی او است. و این است مشکل اصلی جامعه امروزی ما، یعنی همان سکوت، بالاخص سکوت خواص در زمان های خاص و بحرانی جامعه اسلامی، یعنی همان عدم اعتقاد عملی به معاد.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه ششم: ۹۵.۷.۲۶

اگر گفته بشود دین اسلام، دین دانش و آموزش برای زندگی سعادتمندانه دنیوی و اخروی بشر است، سخنی ناحق، گفته نشده است. بی گمان ارزش انسان در آموزه های قرآنی به دانش است؛ از این رو است که تسخیر فرشتگان و هستی، زمانی برای انسان شدنی شد که خداوند به انسان اسمای خویش را تعلیم داد و انسان به دانش اسمایی آگاه شد. آیات و احادیث بسیاری در بیان اهمیت علم و جایگاهش و نیز مذمت جهل و آثار آن آمده است.

به فرموده بزرگان دین، متاسفانه غرب و امریکا به برکت علم توانستند بر بسیاری از کشورهای دنیا مسلط شوند؛ و یکی از ابزارهای شان علم بود که ثروت را هم با علم به دست آوردند. علی رغم اینکه مقداری از ثروت را هم با فریب گری و خباثت و سیاست به دست آوردند، اما علم هم مؤثر بوده است. هرچند امروزه به برکت انقلاب اسلامی جایگاه علمی خوبی در سطح جهان پیدا کرده ایم؛ ولی کافی نیست. بخصوص جوانان و نوجوانان متدین، انقلابی، ولایی و مکتبی می بایست بیش از پیش به سمت علم آموزی گرایش پیدا کنند. اگر چنین بشود آینده به دست نااهلان نخواهد افتاد.

اینکه ما در محافل و مجالس مذهبی حضور فعال داشته باشیم و دغدغه برپایی مراسمات مذهبی داشته باشیم بسیار خوب و لازم است، ولی اگر در جامعه کنونی وجود مبارک سیدالشهداء(سلام الله علیه) حضور داشت، از جوان و نوجوان متدین امروزی چه می خواست؟! قطعا تاکید حضرت بر کسب بیش از پیش دانش، آگاهی و بصیرت بر محور دین و عمل به آن خواهد بود. چرا که با علم آموزی و دانش است که می توان مسیر اهل بیت(علیهم السلام) را ادامه داد و همین ترسیم مسیر است که زمینه ساز ظهور خواهد شد.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه پنجم: ۹۵.۷.۲۵

به گفته بسیاری از بزرگان و صاحب نظران علم مبتنی بر ادیان الهی بر سایر علوم شرافت و فضیلت دارد، چرا که  این مسأله متضمن سلامت و سعادت انسان است و انسان را به سوی رستگاری هدایت می کند و از سقوط و هلاکت او جلو گیری می نماید. انسانی که علم را بیاموزد، ولی علمش در پرتو دین واقع نشود، سارق است. درواقع چنین شخصی عِلم را از دستورات دینی سرقت کرده و حقیقتا بدون دریافت و پذیرش دین، چگونه می شود علم را به عمل رساند؟!

دین به انسان روش خوب زیستن و عمل کردن می آموزد، درحالی که عالِم بدون عمل مانند زنبور بی عسل می ماند. پس علم حقیقی در پرتو دین است که جلوه گر و مفید واقع می شود. انسانی که عالِم باشد، ولی دین نداشته باشد، نه تنها در خدمت رسانی دچار تزلزل می شود، بلکه تیشه به ریشه انسانیت و سعادتمندی می زند.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

Template Design:Dima Group