12 خرداد 1399 ساعت 18:22

جلسه ششم: ۹۵.۷.۲۶

اگر گفته بشود دین اسلام، دین دانش و آموزش برای زندگی سعادتمندانه دنیوی و اخروی بشر است، سخنی ناحق، گفته نشده است. بی گمان ارزش انسان در آموزه های قرآنی به دانش است؛ از این رو است که تسخیر فرشتگان و هستی، زمانی برای انسان شدنی شد که خداوند به انسان اسمای خویش را تعلیم داد و انسان به دانش اسمایی آگاه شد. آیات و احادیث بسیاری در بیان اهمیت علم و جایگاهش و نیز مذمت جهل و آثار آن آمده است.

به فرموده بزرگان دین، متاسفانه غرب و امریکا به برکت علم توانستند بر بسیاری از کشورهای دنیا مسلط شوند؛ و یکی از ابزارهای شان علم بود که ثروت را هم با علم به دست آوردند. علی رغم اینکه مقداری از ثروت را هم با فریب گری و خباثت و سیاست به دست آوردند، اما علم هم مؤثر بوده است. هرچند امروزه به برکت انقلاب اسلامی جایگاه علمی خوبی در سطح جهان پیدا کرده ایم؛ ولی کافی نیست. بخصوص جوانان و نوجوانان متدین، انقلابی، ولایی و مکتبی می بایست بیش از پیش به سمت علم آموزی گرایش پیدا کنند. اگر چنین بشود آینده به دست نااهلان نخواهد افتاد.

اینکه ما در محافل و مجالس مذهبی حضور فعال داشته باشیم و دغدغه برپایی مراسمات مذهبی داشته باشیم بسیار خوب و لازم است، ولی اگر در جامعه کنونی وجود مبارک سیدالشهداء(سلام الله علیه) حضور داشت، از جوان و نوجوان متدین امروزی چه می خواست؟! قطعا تاکید حضرت بر کسب بیش از پیش دانش، آگاهی و بصیرت بر محور دین و عمل به آن خواهد بود. چرا که با علم آموزی و دانش است که می توان مسیر اهل بیت(علیهم السلام) را ادامه داد و همین ترسیم مسیر است که زمینه ساز ظهور خواهد شد.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه پنجم: ۹۵.۷.۲۵

به گفته بسیاری از بزرگان و صاحب نظران علم مبتنی بر ادیان الهی بر سایر علوم شرافت و فضیلت دارد، چرا که  این مسأله متضمن سلامت و سعادت انسان است و انسان را به سوی رستگاری هدایت می کند و از سقوط و هلاکت او جلو گیری می نماید. انسانی که علم را بیاموزد، ولی علمش در پرتو دین واقع نشود، سارق است. درواقع چنین شخصی عِلم را از دستورات دینی سرقت کرده و حقیقتا بدون دریافت و پذیرش دین، چگونه می شود علم را به عمل رساند؟!

دین به انسان روش خوب زیستن و عمل کردن می آموزد، درحالی که عالِم بدون عمل مانند زنبور بی عسل می ماند. پس علم حقیقی در پرتو دین است که جلوه گر و مفید واقع می شود. انسانی که عالِم باشد، ولی دین نداشته باشد، نه تنها در خدمت رسانی دچار تزلزل می شود، بلکه تیشه به ریشه انسانیت و سعادتمندی می زند.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه چهارم: ۹۵.۷.۲۴

 حفظ حد و اندازه هر چیزى و تجاوز ننمودن از آن را ادب آن چیز گویند. مثلا زبان انسان باید چیزى را كه باعث خوارى و ذلت انسان است نگوید، بنا بر این اگر كسى ناسزا می گوید، چون زبان او حدّ و مرز خود را رعایت نكرده، از ادب زبان خارج شده و عموما او را بی ‏ادب می نامند، اما او بی ‏اخلاق یا بد اخلاق نیست.

متاسفانه در جامعه امروزی عُرف شده است اگر خدای نکرده کسی رفتار زشتی و یا خطایی از او سر بزند، به او لقب انسان بی ادبی می دهند که آدم بدی ست! ولی نمی دانند چنین شخصی که در لحظاتی خطاکار شده، آدم بدی نیست، بلکه آن رفتارش بد است! شاید برای لحظاتی فریب نفس و یا شیطان را خورده باشد و یا اصلا شاید سوءتفاهم و یا غفلتی از او سر زده باشد.  فلذا اگر بخواهیم درحالت کلی به مفهوم حقیقی و اصلی ادب برسیم می توانیم بگوییم، ادب این است که انسان خود را با تمام وجود کوچک تر و پایین تر از دیگران ببیند و رفتار کند. قطعا کسی ک چنین خصوصیتی داشته باشد، دیگر به کسی ظلم نمی کند، تهمت نمی زند، غیبت نمی کند، بلندپروازی نمی کند، تخریب نمی کند و سعی بر ترک نابهنجاری ها و زشتی های فردی و اجتماعی دارد.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه سوم: ۹۵.۷.۲۲

 این رخداد تاریخی از یک سو عجیب و و از لحاظ ظاهری شاید غیرممکن به نظر می رسد و از سوی دیگر در پرتو ابعاد عظمت و اعجاز سیدالشهداء(سلام الله علیه) رخدادی کاملا طبیعی است. براساس روایات و منابع معتبر، راس مطهر آقا اباعبدالله الحسین(سلام الله علیه) بر روی نیزه آیاتی از سوره مبارک کهف را تلاوت می کرد. درواقع چنین کرامتی، نوعی معجزه تلقی می شود. ولی چرا مردم با مشاهده چنین کرامت و یا معجزه عظیمی پس از شهادت حضرت به ایشان ایمان نیاوردند؟!

علت اینجاست، همانطور که در وضع کنونی جامعه اسلامی ما بسیاری از مردم نمی توانند شاهد کرامات بزرگان دین باشند، در آن زمان نیز فقط عده ای خاص می توانستند چنین کرامت و یا معجزه ای را مشاهده کنند. هرکسی نمی توانست تلاوت قرآن رأس مطهر حضرت سیدالشهداء(سلام الله علیه) را بر روی نیزه مشاهده کند، جز عده ای معدود و خاص که اهل عرفان و حکمت و بصیرت بودند.

 برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

Template Design:Dima Group