12 خرداد 1399 ساعت 18:13

جلسه دهم: ۹۵.۸.۱۳

یکی از مهم ترین و ضروری ترین رفتاری که هر انسان می بایست در زندگی خود آن را عملی کند، ضرورت توجه به خدا است. اینکه ما انسان ها خدای سبحان را قبول داریم در آن شکی نیست؛ ولی اینکه چقدر در زندگی روزمره حواس مان به خداوند متعال هست، چقدر خداوند را در زندگی خود لمس می کنیم و چقدر همراه او هستیم بحث دیگری است که مجال سخن نیست. یکی از عوامل مهمی که موجب می شود انسان خداوند را از یاد ببرد و یا او را کمتر احساس کند، غفلت است. درواقع چنین غفلتی نشات گرفته از فریب ابلیس(لعنه الله علیه) است؛ مانند ماجرای ماهی بریان که به فرموده قرآن کریم راهی دریا شد، ولی "اَنسانیهُ مِنَ الشَّیطان"...

انسان می تواند دائما به یاد خدای سبحان باشد و با یاد او رفتار کند، با یاد او سخن بگوید و با یاد او تفکر کند و تصمیم بگیرد. گاهی اوقات انسان ها در مسیر زندگی خود دچار تردید شده و یا دچار سردرگمی و گرفتاری می شوند و تنها یاد خدای سبحان است که می تواند او را یاری دهد. نه تنها در چنین مواقعی، بلکه در تمام لحظات زندگی می بایست یاد خدای متعال انیس و مونس انسان باشد که در غیر این صورت هر فعلی، هر سخنی و هر رفتاری اَبتر خواهد بود.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه نهم: ۹۵.۸.۱۰

یکی از ناپسندترین صفات اخلاقی، تمسخر و طعنه زدن به دیگران است که ریشه در حسادت، تکبر و خود بزرگ بینی دارد. از نظر اسلام، مالک برتری انسان ها بر یکدیگر، تقوا است و کسی جز خداوند از میزان تقوای اشخاص آگاه نیست. بنابراین احدی نمی تواند خود را برتر از دیگران دانسته و آنان را تحقیر یا مسخره کند. قرآن کریم در آیۀ ۶۷ سوره مبارکه بقره تمسخر را صفت جاهلان می داند!

از منظر روانشناسی کسانی که دیگران را مورد تمسخر قرار می دهند، به نوعی دچار گناه خودبرتربینی شده اند؛ ولی به نظر می رسد چنین خودبرتربینی، خود نشات گرفته از کمبود باشد و این کمبود چیزی نیست جز کمبود شخصیت که در زندگی انسان وجود دارد. درواقع چنین آدم هایی می خواهند با تمسخر دیگران کمبودهای شان را جبران نمایند و حتی الامکان اینکه اگر نتوانند کمبودهای شان را جبران کنند، بتوانند دیگران را با زبان و رفتار ناشایست به ظاهر، هم سطح یا پایین تر از خود قرار دهند.

درمان عملی استهزا به این است که انسان کلام و سخن نیکو به زبان بیاورد و خوش گفتاری را پیشه خود کند. اگر این کار را تکرار کند، تدریجا به گفتار خوش عادت می کند و آن حالت مسخره کردن دیگران به کلی از بین می‌رود. علاوه بر این از شرکت در مجالس لهو و لعب که زمینه استهزا و تحقیر و تعرض به آبروی مردم را فراهم می کند، خودداری کند تا عامل استهزا فراهم نباشد. وجود مبارک پیامبر اکرم(علیه و علی آله آلاف التحیه والکرم) فرمودند: خدای متعال مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خویش خلق فرموده است، پس هرکس به وی طعن زند یا سخنش را نپذیرد، خدای را نپذیرفته است.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه هشتم: ۹۵.۸.۵

در قیامت درجات براساس معیارهایی نظیر نیّات، اعتقادات و اعمال تقسیم بندی می شوند.

اینکه قرآن کریم می فرماید؛ فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه خَیرا یَرَه؛ درواقع این آیه ملاک سنجش انسان بر مبنای "مثقال ذره" را نشان می دهد. همان طور که در دنیا برخی معیارها بر مبنای کیلو، ذرع و مانند آن است. پس می شود نتیجه گرفت که خدای سبحان از ما عملِ زیاد بدون روح نمی خواهد! بلکه عملی می خواهد که خالص باشد، هرچند کم باشد. طبیعتا هر چیزی که روح نداشته باشد، فاقد ارزش است؛ مانند خودِ انسان که بعد از مرگ ظاهرِ جسمش بی ارزش می شود و حتی اگر صمیمی ترین فرد هم باشد، باز هم سریعا به زیر خاک منتقل می شود.

و اما روح عمل همان نیت صحیح، خالص و شایسته است که اگر این روح نباشد، کلّ عمل فاقد ارزش است و نه تنها فاقد ارزش است؛ بلکه امکان سلب توفیق انسان و حتی مجازات او هم خواهد بود، هرچند بستگی به ظرفیت و میزان اعتقادات انسان نیز دارد.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

جلسه هفتم: ۹۵.۸.۱

اینکه ما می گوییم خدایی وجود دارد و قیامتی برپا خواهد شد و سوال و جوابی صورت خواهد گرفت یک حقیقت محض ست؛ ولی آیا چنین باوری در جامعه امروزی ما به عمل جلوه گر شده است؟! گاهی اوقات انسان می گوید که من چنین چیزی را قبول دارم، چنین رفتاری را می پذیرم، چنین کاری را می ستایم و چنین الگویی را می پذیرم؛ فلذا تمامی این موارد لساناً عنوان شده و شاید هم قلبا چنین مواردی را دوست داشته باشد؛ ولی چرا در بسیاری از جوامع کنونی عملا اعتقادات اصلی ما که همان اعتقاد به توحید و معاد باشد، کمرنگ و شاید هم بیرنگ شده است؟!

به نظر می رسد موانعی سدّ راه شده باشد. موانعی نظیر دنیا پرستی، خودپرستی، خودبینی، کم فروشی و مانند آن. اینکه ما اگر چنین سخنی را بگوییم منافع شخصی، اجتماعی یا سیاسی مان به خطر می افتد، اینکه ما اگر چنین رفتاری را انجام بدهیم موقعیت اقتصادی و رفاهی مان به خطر می افتد، اینکه ما اگر چنین موضعی بگیریم آینده ظاهری مان به خطر می افتد و به همین علل سکوت می کنیم و یا موضع و رفتار خلاف واقع می گیریم. درواقع چنین رفتاری برگرفته از عدم التزام عملی به معاد و یا توحید است؛ و ما هنوز نتوانستیم به این اعتقاد قلبی برسیم که اگر سخن حق را بگوییم و رفتار حق را انجام بدهیم، خداوند عادل، شاهد و ناظر بر اعمال و رفتار ما است و بازگشت همه ما بسوی او است. و این است مشکل اصلی جامعه امروزی ما، یعنی همان سکوت، بالاخص سکوت خواص در زمان های خاص و بحرانی جامعه اسلامی، یعنی همان عدم اعتقاد عملی به معاد.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

Template Design:Dima Group