07 آبان 1399 ساعت 03:01

جلسه هفتم: ۹۵.۸.۱

اینکه ما می گوییم خدایی وجود دارد و قیامتی برپا خواهد شد و سوال و جوابی صورت خواهد گرفت یک حقیقت محض ست؛ ولی آیا چنین باوری در جامعه امروزی ما به عمل جلوه گر شده است؟! گاهی اوقات انسان می گوید که من چنین چیزی را قبول دارم، چنین رفتاری را می پذیرم، چنین کاری را می ستایم و چنین الگویی را می پذیرم؛ فلذا تمامی این موارد لساناً عنوان شده و شاید هم قلبا چنین مواردی را دوست داشته باشد؛ ولی چرا در بسیاری از جوامع کنونی عملا اعتقادات اصلی ما که همان اعتقاد به توحید و معاد باشد، کمرنگ و شاید هم بیرنگ شده است؟!

به نظر می رسد موانعی سدّ راه شده باشد. موانعی نظیر دنیا پرستی، خودپرستی، خودبینی، کم فروشی و مانند آن. اینکه ما اگر چنین سخنی را بگوییم منافع شخصی، اجتماعی یا سیاسی مان به خطر می افتد، اینکه ما اگر چنین رفتاری را انجام بدهیم موقعیت اقتصادی و رفاهی مان به خطر می افتد، اینکه ما اگر چنین موضعی بگیریم آینده ظاهری مان به خطر می افتد و به همین علل سکوت می کنیم و یا موضع و رفتار خلاف واقع می گیریم. درواقع چنین رفتاری برگرفته از عدم التزام عملی به معاد و یا توحید است؛ و ما هنوز نتوانستیم به این اعتقاد قلبی برسیم که اگر سخن حق را بگوییم و رفتار حق را انجام بدهیم، خداوند عادل، شاهد و ناظر بر اعمال و رفتار ما است و بازگشت همه ما بسوی او است. و این است مشکل اصلی جامعه امروزی ما، یعنی همان سکوت، بالاخص سکوت خواص در زمان های خاص و بحرانی جامعه اسلامی، یعنی همان عدم اعتقاد عملی به معاد.

برگرفته از سلسله دروس اعتقادی، تربیتی و معرفتی سجاد صیدآبادی

Template Design:Dima Group